زندگینامه شهید فهمیده
وی فرزند محمد تقی است که در خانواده ای مذهبی د ریکی از روزهای بهاری اردیبهشت 1346 ( مصادف با سوم محرم ) در شهر خون و قیام درخانه ای محقر و کوچک در محله پامنار قم چشم به جهان گشود. دوران کودکی را همراه سایر فرزندان خانواده و درکنار برادرش داوود که وی نیز سه سال بعد از شهادت محمد حسین به فوز شهادت نایل آمد، با صفا وصمیمیت ودر زیر سایه محبت و توجه پدر و مادری مهربان ، سپری کرد . درسال 1352، به مدرسه رفت وکلاس اول تا چهارم ابتدایی را با یک معلم روحانی طی کرد. سال پنجم ابتدایی واول و دوم راهنمایی را به دلیل انتقال خانواده اش به کرج در دو مدرسه دراین شهر گذراند. درهمین دوران بود که به واسطه حوادث انقلاب، روح وی نیز، مانند میلیون ها جوان و نوجوان دیگر کشور، دچار تحولات عظیمی گردید. شخصیت او با داشتن خانواده ای متدین ومذهبی و شرایط خاص شهر مقدس قم و نیز زمینه مساعد روحی به گونه ای شکل گرفت که سرشار از دین و فرهنگ غنی اسلام بود.
از عوامل مهم دیگر د رشکل گیری شخصیت او ، نوارها واعلامیه های امام بود که قبل از انقلاب به دست او می رسید.
شهید فهمیده ، نوجوانی خوش برخورد، شجاع ، فعال ، کوشا بود که به مطالعه علاقه زیادی داشت و با وجود این که به سن تکلیف نرسیده بود، نماز می خواند و احترام خاصی برای والدینش قایل بود و هرگز به آن ها بی احترامی نمی کرد. شیفته و عاشق امامقدس سره بود و با تمام وجود سعی در اجرای فرامین امامقدس سره داشت . او می گفت :امام هر چه اراده کند، همان را انجام خواهم داد و من تسلیم او هستم .
هنگام ورود اما مقدس سره به ایران به دلیل مصدوم بودن ، موفق به زیارت امامقدس سره نگردید، اما پس از بهبودی دراولین فرصت به شهر مقدس قم رفته و موفق به دیدار شد.
شهید فهمیده ، یکی از هزاران دانش آموز بسیجی کشور است که با نثار خون خود برطراوت و سرخی خون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی افزود. وی دوران کودکی و نوجوانی خود را در حالی سپری کرد که هر روز آن همراه حادثه ای بود که در شکل گیری شخصیت او موثر واقع می شد. او با سرمایه عظمیی از فهم و درک انقلابی واسلامی به دنبال طوفان حوادث انقلاب، واردجنگ شد و با وجود سن کم ، خود را به خونین شهر قهرمان رسانید و با اقدامی آگاهانه و شجاعانه ، نام خود را در دفتر شهیدان زنده تاریخ ثبت کرد.
این دانش آموز رزمنده بسیجی، با ایمان و بینش عمیق واستوارخود در جنگ با دشمن پیش قدم و با نیل به شهادت ، درس شجاعت ، فداکاری و مقاومت را به همه بسیجیان و امت حزب الله آموخت، امام بزرگوارمان از این نوجوان 13 ساله به عنوان رهبر یا د فرموده و بدین گونه نام و یاد او، منشا حماسه های بزرگ شد و تحول عظیمی در شیوه های دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام ایجاد کرد و راه پیروزی وسرافرازی را یکی پس از دیگری، هموار ساخت . امروز شهید فهمیده به حق الگوی شایسته ای برای دانش آموزان بسیجی و جوانان و نوجوانان کشور می باشد و یاد آوری این حماسه می تواند یادآور دوران دفاع مقدس و ارزش های والای آن زمان باشد.
خلاق شهید حسین فهمبده
در هفتمین روز رحلت مرحوم آیت الله طالقانی برای شرکت در مراسم هفت ایشان به تهران رفته بود و در بین مراسم به دلیل فشار جمعیت و گرسنگی حالش به هم خورده و حتی تلویزیون نیز یک لحظه تصویر او را که بر دوش مردم بوده و از داخل جمعیت خارج می کنند نشان داده بود ، ولی علیرغم بدحالی صرفا به دلیل قولی که به مادرش داده بود که تا شب حتما به خانه برمی گردد به هر شکل ممکن خود را همان شب به منزل می رساند .
هنگامی که از چیزی ناراحت می شد در خود فرو می رفت و سرو صدا نمی کرد . وی بسیار رازدار و تودار بود بسیاری از اسرارش نمی گفت و اساسا همه حرفهایش را برای همه نمی زد . لباس تمیز و شیک می پوشید . او مردم را به خصوص انقلابی ها را دوست داشت و همیشه سعی می کرد با همه مردم همدردی کند . شهید فهمیده نوجوانی فعال و کوشا بود . در خانه بسیاری از کارها را بر عهده داشت . از همان بچگی به گونه ای برخورد کرده بود که گویا اختیار دار خانه و مرد خانواده اوست . از خرید خانه گرفته تا ثبت نام بچه ها در مدرسه و گرفتن و جابجا کردن پرونده ها و کارهای اداری بود . اصلا نمی گذاشت خواهران و مادرش در صف برای خرید بایستند . او ورزش نیز می کرد . فوتبال و دوچرخه سواری دو ورزش موردعلاقه او بود . رشد جسمی و بدنی خوبی داشت و نوجوانی رشید و قوی و خوش چهره و زیبا بود .
او به درس خواندن و مطالعه علاقه وافری نشان می داد . از بچگی علاقه شدیدی به مدرسه رفتن داشت . هنگامی که درس داشت حاضر نمی شد به کار دیگری بپردازد . غیر از کتب درسی کتب دیگر را نیز مطالعه می کرد و گاهی به بعضی از دوستانش کتاب هدیه می داد . شهید فهمیده با آن که به سن تکلیف نرسیده بود نماز می خواند و به مسجد رفت . همچنین قرآن تلاوت می کرد و اذان نیز می گفت و همیشه خواهرانش را به نماز خواندن دعوت می کرد . او در غیبت و حضور برای پدر و مادر خود احترام خاصی قایل بود . در خانه اگر از پدرش انتقادی می شد از پدرش دفاع می کرد و هرگز در مقابل پدرش بی احترامی نمی کرد . به مادرش به خصوص بیشتر احترام می گذاشت حتی گاهی خواهرانش را وادار می کرد که کارهای خانه را انجام دهند تا مادرش مجبور نباشد به زحمت بیفتد .
یکی از ویژگیهای او علاقه شدید او به امام خمینی و روحانیت بود . از بین روحانیون مرحوم آیت الله طالقانی را نیز خیلی دوست داشت و در کاغذهایی که از او مانده عکس و جملات او به همراه بعضی از پیامهای حضرت امام و از جمله پیام نوروزی ایشان و همچنین شعارهای اسلامی وجود دارد که نشان دهنده توجه او به امام و روحانیت است . در واقع شیفته حضرت امام بود و می گفت :" امام هرچه اراده کند همان را انجام خواهد داد و من تسلیم او هستم " هنگام ورود امام به ایران به دلیل تصادفی که کرد نتوانست به زیارت و استقبال امام برود . به همبن سبب بلافاصله پس از بهبودی در اولین فرصت به قصد زیارت امام به شهر مقدس قم رفت و بالاخره موفق به دیدار آن حضرت شد .
شهید فهمیده غیور بود . به خصوص غیرت دینی خاصی داشت . مثلا نسبت به حجاب خیلی حساس بود و به خواهرانش در مورد حجاب به شدت تاکید می کرد . حسین فهمیده غرور خاصی داشت و زیر بار زورو ظلم نمی رفت و اصلا حاضر نبود پست و ذلیل شود . شهید فهمیده نوجوانی رشید و شجاع و نترس و پردل بود . یک بار با وجود خطرات فراوان در هنگام تظاهرات به تفنگ یکی از سربازان در کرج گل آویزان کرده بود . از دیوار پادگانها بالا می رفت و اوضاع داخل آنها را بررسی می کرد .
سفر به کردستان
حسین دوازده ساله بود که قضایا و حوادث کردستان اتفاق افتاد و التهاب تحرکات و جریانات پاوه و دیگر شهرهای استان کردستان انقلابیون را فرا گرفت . شهید فهمیده نیز که عشق انقلاب و امام در سر داشت خود را به کمیته رساند که به دلیل کمی سن او را باز گرداندند و از او و مادرش تعهد می گیرند که دیگر اجازه ندهند تا او از از کرج خارج شود . اما او در حضور مادرش می گوید : خودتان را زحمت ندهید . اگر امام بگوید به هر کجا که باشد آماده رفتن هستم . من باید به مملکت خود خدمت کنم . بالاخره تعهد نمی دهد و تنها مادرش تعهد را امضا می کند .
شهید حسین فهمیده در همان روزهای ابتدایی جنگ تصمیم می گیرد که به جبهه برود و با متجاوزان بعثی عراق بجنگد . زمزمه رفتن خود را در خانواده و بین دوستانش می اندازد . در روزهای اول جنگ از ناراحتی غذا نمی خورد . در یکی از همان روزها خود را به یکی از دوستانش می رساند و با او خداحافظی می کند . در همان روزهای شروع سال تحصیلی بچه ها را به مدرسه می برد و برادر کوچکش را به منزل خواهرش می رساند و سه مرتبه از برادرش خداحافظی می کند و به سمت جبهه به راه می افتد . او که از خانه به بهانه گرفتن نان مبلغ 50 تومان گرفته بود پول را به دوستش داده و از او می خواهد که نان بخرد و به منزل آنها ببرد و تصمیم خود را برای رفتن به خوزستان به او می گوید و از وی می خواهد که تا سه روز به خانواده اش خبر ندهد تا آن که مانع رفتن او نشوند و پس از سه روز آنها را مطلع کند .
شهید فهمیده به هر شکلی خود را به به شهرهای جنوب می رساند و هر چه تلاش می کند که همراه گروه یا دسته ای که به خطوط درگیری می روند ، برود موفق نمی شود . این وضع ادامه پیدا می کند تا با گروهی از دانشجویان انقلابی دانشکده افسری برخورد کرده و بعد از متقاعد کردن فرمانده آنها عازم جبهه می شود . در این مدت کوتاه پس از انجام کارهای گوناگون به " حسین ریزه " مشهور می شود و پس از مدتی همراه رفیقش " محمد رضا شمس " هر دو مجروح می شوند ولی علی رغم مخالفت فرمانده با حالت مجروح دوباره به خطوط مقدم در خرمشهر بر می گردد .
در همان روزها یک بار به تنهایی به میان عراقی ها میرود و لباس و اسلحه ای از عراقیها به غنیمت گرفته و برمی گردد. با این حادثه فرمانده گروه به او اجازه ماندن در جبهه را داد .
روزی فهمیده می بیند که تانکهای عراقی به طرف رزمندگان هجوم آورده و قصد قتل عام آنها رادارد . او در حالی که تعدادی نارنجک به خود بسته به طرف تانکها حرکت می کند ولی تیری به پای او می خورد اما او با همبن وضعیت خود را به یکی از تانکها رسانده و با استفاده از نارنجک تانک را منفجر و خود نیز تکه تکه می شود . تانک که منفجر می شود دشمن گمان می کند حمله ای صورت گرفته و روحیه نداشته خود را می بازد و با سرعت تانکها را رها کرده و شروع به فرار می کند .
رادیو برنامه های خود را قطع می کند و خبر شهادت نوجوان دوازده ساله ای را پخش می کند . این خبر به امام امت می رسد و ایشان در پیامی جملات معروف خود را پیرامون او می فرمایند :" رهبر ما آن طفل دوازده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگتر است با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید . "
ساعت نه شب که خبر فوق از رادیو پخش می شود، در حالی که خانواده مشغول خوردن شام بودند ، مادر حسین می گوید :" این حسین پسر من بوده به خدا حسین بوده " . در روز 24/7/1359 بقایای جسد او را به همراه 24 جنازه دیگر از شهدا به تهران آوردند . پدرش که به تنهایی پیگیر یافتن جنازه او بود پس از تلاش زیاد موفق شد جنازه او را از طریق آثار موی سر او در بهشت زهرا شناسایی کرده و او را تحویل می گیرد و تشییع پیکر پاک او با حضور خروشان مردم انقلابی صورت گرفت .
مزار شهید حسین فهمیده قطعه 24 ردیف 44 شماره 11 دربهشت زهراست که به نام موقعیت شهید فهمیده نامیده می شود. سه سال بعد داوود ، برادر بزرگتر او نیز در همان جا به او و صف شهدا ملحق شد .
درود خدا بر همه آنان باد
آیا حسین فهمیده فهمیده عمل کرد ؟
به مناسبت شهادت فهمیده نوجوانی از دیار ایثار هر ساله 8 آبان ماه را به یاد آن عزیز پاس می داریم . در مورد کار حسین فهمیده و آن جانفشانی بی دریغش بسیار گفته اند و بسیار نوشته اند . عده ای با نگاهی ایثار گونه عمل او را ستودند و عده ای با نگاهی عقل گرایانه بر سادگی شخصیت او انگشت تأکید نهادند . هر کدام از این دوگروه بنابر همان قصۀ قدیمی از ظن خود یار حسین فهمیده شدند و آرمان خود را از دل حادثه ، بعضی با تقدس و بعضی با تقبیح ، بیرون کشیدند.
ولی از هر نوع تحلیل که در مورد این حادثه بگذریم قطعا ما که اکنون در روزگاری چنین که خبری از کارزار جنگ مسلحانه در میان نیست ، نمی توانیم درک صحیح از شرایط موجود آن برهه از تاریخ کشور، داشته باشیم . شاید هر کدام از ما اگر جای حسین فهمیده بودیم یک جور تصمیم می گرفتیم . و هر شخص با توجه به درک و شناخت خود و اعتقاداتش دست به عملی می زد . نباید فراموش کرد که حسین فهمیده در آن شرایظ انتخاب های متعددی پیش روی داشت و اگر فرض کنیم تنها همان یک راه برای او مانده بود دچار خبط و اشتباه شده ایم . همین تعدد شیوه ها و راه های گوناگون بوده است که می گوئیم هر کس بنابر درک و شناخت از خود و اعتقاداتش یکی از آنها را انتخاب می کرد . ولی هر کدام از انتخاب ها چون از روی اخلاص بوده است از نظر ما صحیح می باشد . حسین فهمیده به فراخور سن خود و از روی اخلاص عملی که در وجود نوجوان خود داشت شرایط را به گونه ای رقم زد که حال که بعد از چندین سال از شهادت او می گذرد هنوز همگان متحیر از کار و عمل آن شهید ایثار هستند . یادش گرامی و روحش قرین درگاه خدای شهیدان باد.
فهمیده
- شهید فهمیده ، یکی از هزاران دانش آموز بسیجی کشور است که با نثار خون خود برطراوت و سرخی خون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی افزود. وی دوران کودکی و نوجوانی خود را در حالی سپری کرد که هر روز آن همراه حادثه ای بود که در شکل گیری شخصیت او موثر واقع می شد. او با سرمایه عظمیی از فهم و درک انقلابی واسلامی به دنبال طوفان حوادث انقلاب، واردجنگ شد و با وجود سن کم ، خود را به خونین شهر قهرمان رسانید و با اقدامی آگاهانه و شجاعانه ، نام خود را در دفتر شهیدان زنده تاریخ ثبت کرد.این دانش آموز رزمنده بسیجی، با ایمان و بینش عمیق واستوارخود در جنگ با دشمن پیش قدم و با میل به شهادت ، درس شجاعت ، فداکاری و مقاومت را به همه بسیجیان و امت حزب الله آموخت، امام بزرگوارمان از این نوجوان 13 ساله به عنوان رهبر یا د فرموده و بدین گونه نام و یاد او، منشا حماسه های بزرگ شد و تحول عظیمی در شیوه های دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام ایجاد کرد و راه پیروزی وسرافرازی را یکی پس از دیگری، هموار ساخت . امروز شهید فهمیده به حق الگوی شایسته ای برای دانش آموزان بسیجی و جوانان و نوجوانان کشور می باشد و یاد آوری این حماسه می تواند یادآور دوران دفاع مقدس و ارزش های والای آن زمان باشد.
فهمیده فرهنگ عملیات شهادتطلبانه را پایهگذاری كرد
![]() یك نویسنده دفاع مقدس گفت:
چندی پیش مطالبی در خصوص نحوه شهادت حسین فهمیده منتشر شد كه قصد انكار این حماسه بزرگ را داشتند ولی حقیقت این است كه كار شهید فهمیده فرهنگی را پایهگذاری كرد كه پس از آن در تمام دنیا مورد استفاده قرار گرفت. سعید عاكف در گفتوگو با خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا» در خصوص اینكه چرا مظلومیت شهید فهمیده و امثال شهیده فهمیدهها روز به روز بیشتر میشود، اظهار داشت: لازمه ورود به چنین عرصههایی، فهم درست و حقیقی از فرهنگ ایثار و شهادت است و هر فردی كه میخواهد در این زمینه كار انجام دهد ابتدا باید به درستی از شهدا تأثیر گرفته باشد تا بتواند تأثیرگذار باشد. وی افزود: فهم حقایقی كه در 8 سال دفاع مقدس اتفاق افتاد، با معیارهای مادی قابل بررسی نیست و لازمه درك حماسههای خلق شده، قدم گذاشتن در مسیر شهدا و آرمان آنهاست. این نویسنده دفاع مقدس گفت: بسیاری از نویسندگان، اعتقاد دارند كه لازمه خلق یك اثر، عنصر آگاهی است ولی زمانی كه به بحث شهدا و دفاع مقدس میرسند همان افراد عینك متكبرانه به چشم میزنند و كارهایی را انجام میدهند كه انجام ندادش حق شهدا را بیشتر رعایت میكند. عاكف بیان كرد: چندی پیش مطالبی در رابطه با نحوه به شهادت رسیدن محمد حسین فهمیده منتشر شد كه مظلومیت این نوجوان 13 ساله را بیش از گذشته برجسته ساخت. وی ادامه داد: در این مطلب شهادت حسین فهمیده به نحوی كه نارنجك به خود بسته بود و تانك دشمن را منهدم كرد زیر سوال رفته است و نویسنده این مطلب، اصل این ماجرا را انكار كرده است. این نویسنده دفاع مقدس با اشاره به تحقیقات انجام شده در این زمینه خاطر نشان كرد: شهید فهمیده با هدف انجام عملیات استشهادطلبانه به سمت تانك دشمن رفت و با انجام این كار دشمنان را مجبور به عقب نشینی كرد و این جریان به صورت فرهنگی درآمد كه بسیاری از شهدا به آن تأسی كردند. |
فهم فهمیده

امروز هم به « حسین فهمیده » محتاجیم. به فهمیدگانی که به فهم حسینی ازامروز خویش برسند و فردا را هم حسینی بخواهند ، فردا هم به مردان و زنانی از این دست محتاج تریم، گفتم مردان و زنان تا به یادآورده باشم، نه کربلا مفهومی مردانه است و نه عاشورا از زنان خالی بود و نه قرار است خالی باشد، بلکه مهم فهم حسینی است چه برای مردان و چه برای زنان، در عاشورا هر دو نقش آفرین بودند و در عاشورای دفاع مقدس نیز هم. پس «حسین فهمیده» تنها الگوی پسران نیست بلکه دختران هم باید ازاین «سرمشق» مشق کنند تا درس زندگی را، درس سرفرازی را ، درس عشق به دین و میهن را با بالاترین نمره قبول شوند.
«حسین فهمیده» یک نفر نبود که در جبهه ها شهید شده باشد و تمام. اگرچه هیچ شهیدی را تمام شده نمی دانیم اما ماجرای فهمیده اتفاقا با شهادتش آغاز شد و ما هنوز در آغاز فهم فهمیده ایم و آن چه « حسین»،« فهمیده» بود... در این آغاز هم باید به افق های بلند چشم داشته باشیم، به سربلندی ایران، چه فهمیده جز این هدفی نداشت و هرکس می خواهد «فهمیده زمان» خویش باشد، باید به این هدف بیندیشد و برای تحقق آن تلاش کند. از این منظر، کارگر فهمیده، با جان و دل کار می کند.
طبیب فهمیده یا «فهمیده طبیب» مرهم گذار زخم و درمانگر بی ادعای درد مردمان می شود «فهمیده دانش آموز» ، به جان درس می خواند و «فهمیده معلم» به جان چراغ دانش روشن نگه می دارد. « فهمیده خبرنگار» ، به قیمت خطر هم که شده است، رسالت خبرنگاری خویش ایفا می کند و « فهمیده نظامی» همه غیرت خویش را در مرزها به نگهبانی وا می دارد و فهمیده کارمند، گره گشای کار مردم می شود و « فهمیده کشاورز»، بهترین محصولات را عرضه می کند و « فهمیده پسر»، با چشم پاک و قلب پاک به کوچه پا می گذارد و « فهمیده دختر» دامن خویش را به عطر معراج می آراید.
« فهمیده روحانی»، برای افزایش روحانیت در جامعه از جان و آبرو مایه می گذارد و « فهمیده دانشمند» همه دانش خود را در خدمت انسانیت قرار می دهد و « فهمیده مدیر»، تدبیر به نهایت می رساند و سرانگشت به سوی فرداهای روشن می گیرد و مگر نه این که حسین با تدبیر خویش، با ایثار جان خود و با فهم معراج و عروج و شهادت، نقش خویش را در پهنه هماره زنده عاشورا ایفا کرد پس اینک نوبت ماست تا فهم خویش را نشان دهیم و هنر حسینی خویش را نیز به منصه ظهور برسانیم تا در صف علمداران منتظر بزرگ علمدار رهایی بشر جایی داشته باشیم...
«حسین فهمیده» اگرچه یک تن بود در آغاز، اما در ادامه، به نامی برای همه حق باوران تبدیل شد، پس امروز «حسین فهمیده»، یعنی هرکس مومنانه در دفاع از این «بوم و بر» مجاهده می کند یعنی هرکس در رسیدن به قله های علمی و افتخار گام برمی دارد. هرکس در علوم نو، گامی نو می زند، یعنی هرکس به «عزت» و «حکمت» و «مصلحت» برای امروز و فردای ایران کار می کند، یعنی... «حسین فهمیده»، بهترین بود و بهترین کار را انجام داد، امروز هم هرکس بهترین کار را در جایگاه خود انجام می دهد و بهترین است، «حسین فهمیده» است.
حسین فهمیده را فهمیده ایم ؟
امروز هم به «حسین فهمیده» محتاجیم. به فهمیدگانی که به فهم حسینی ازامروز خویش برسند و فردا را هم حسینی بخواهند ، فردا هم به مردان و زنانی از این دست محتاج تریم، گفتم مردان و زنان تا به یادآورده باشم، نه کربلا مفهومی مردانه است و نه عاشورا از زنان خالی بود و نه قرار است خالی باشد، بلکه مهم فهم حسینی است چه برای مردان و چه برای زنان، در عاشورا هر دو نقش آفرین بودند و در عاشورای دفاع مقدس نیز هم. پس «حسین فهمیده» تنها الگوی پسران نیست بلکه دختران هم باید ازاین «سرمشق» مشق کنند تا درس زندگی را، درس سرفرازی را ، درس عشق به دین و میهن را با بالاترین نمره قبول شوند.
«حسین فهمیده» یک نفر نبود که در جبهه ها شهید شده باشد و تمام. اگرچه هیچ شهیدی را تمام شده نمی دانیم اما ماجرای فهمیده اتفاقا با شهادتش آغاز شد و ما هنوز در آغاز فهم فهمیده ایم و آن چه « حسین»،« فهمیده» بود... در این آغاز هم باید به افق های بلند چشم داشته باشیم، به سربلندی ایران، چه فهمیده جز این هدفی نداشت و هرکس می خواهد «فهمیده زمان» خویش باشد، باید به این هدف بیندیشد و برای تحقق آن تلاش کند. از این منظر، کارگر فهمیده، با جان و دل کار می کند.
طبیب فهمیده یا «فهمیده طبیب» مرهم گذار زخم و درمانگر بی ادعای درد مردمان می شود «فهمیده دانش آموز» ، به جان درس می خواند و «فهمیده معلم» به جان چراغ دانش روشن نگه می دارد. « فهمیده خبرنگار» ، به قیمت خطر هم که شده است، رسالت خبرنگاری خویش ایفا می کند و « فهمیده نظامی» همه غیرت خویش را در مرزها به نگهبانی وا می دارد و فهمیده کارمند، گره گشای کار مردم می شود و « فهمیده کشاورز»، بهترین محصولات را عرضه می کند و « فهمیده پسر»، با چشم پاک و قلب پاک به کوچه پا می گذارد و « فهمیده دختر» دامن خویش را به عطر معراج می آراید.
« فهمیده روحانی»، برای افزایش روحانیت در جامعه از جان و آبرو مایه می گذارد و « فهمیده دانشمند» همه دانش خود را در خدمت انسانیت قرار می دهد و « فهمیده مدیر»، تدبیر به نهایت می رساند و سرانگشت به سوی فرداهای روشن می گیرد و مگر نه این که حسین با تدبیر خویش، با ایثار جان خود و با فهم معراج و عروج و شهادت، نقش خویش را در پهنه هماره زنده عاشورا ایفا کرد پس اینک نوبت ماست تا فهم خویش را نشان دهیم و هنر حسینی خویش را نیز به منصه ظهور برسانیم تا در صف علمداران منتظر بزرگ علمدار رهایی بشر جایی داشته باشیم...
«حسین فهمیده» اگرچه یک تن بود در آغاز، اما در ادامه، به نامی برای همه حق باوران تبدیل شد، پس امروز «حسین فهمیده»، یعنی هرکس مومنانه در دفاع از این «بوم و بر» مجاهده می کند یعنی هرکس در رسیدن به قله های علمی و افتخار گام برمی دارد. هرکس در علوم نو، گامی نو می زند، یعنی هرکس به «عزت» و «حکمت» و «مصلحت» برای امروز و فردای ایران کار می کند، یعنی... «حسین فهمیده»، بهترین بود و بهترین کار را انجام داد، امروز هم هرکس بهترین کار را در جایگاه خود انجام می دهد و بهترین است، «حسین فهمیده» است.
هفته بسیج
هفته بسیج مبارک..................
هفته بسیج رو به همه شما دوستان عزیز تبریک میگم.........
التماس دعا
بسیج و امنیت ملی
| ایسکانیوز: در هر حکومتی، نهادها و سازمانهایی وجود دارد که توقعات و انتظارات از آن نهادها، ارتباط مستقیم با تعریف جایگاه و اهداف تاسیس آنها دارد. | ||||||
|
به عنوان مثال، اگر دستگاه قانونگذاری را در نظر بگیریم، چنانچه بخواهیم قضاوت و توقعمان از آن، منطقی و درست باشد، باید جایگاه و هدف از تشکیل آن را درست تبیین نماییم. در این صورت، اگر در موردی، آن «قضاوت و توقع» فرضاً با خواستهها و تمایلات فکری و سیاسی ما نیز همگون نبود، عقل، انصاف و ایمان دینی ما حکم میکند تمایلات و گرایشات خویش را کنار نهاده و قضاوتمان را تصحیح و تعدیل کنیم. در این زمینه، حتی حس وطندوستی و عِرق ملی نیز ما را به همین سو رهنمون میسازد. در مواردی که نهاد مورد نظر با مقولاتی همچون منافع و امنیت ملی ارتباط پیدا کند، به طریق اولی باید نگاه، قضاوت و انتظار ما از آن نهاد از اهمیت ویژهای برخوردار گردد؛ و با نوعی تکریم، خشوع، محبت، قدرشناسی و تعصب مثبت و سازنده نسبت به آن همراه باشد. آنچه این نوشتار بدان عنایت دارد، جایگاه و شان سازمان بسیج در جمهوری اسلامی ایران به طور عام، و نقش آن در حوادث پس از دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری به گونة خاص است. ***نگاهها و قضاوتها نسبت به بسیج در حوادث پس از انتخابات اگر از مقدمات خودکاسته و روشنتر بر سر موضوع اصلی نوشتار برویم، باید اذعان کنیم در حوادث پس از انتخابات، ویژگیهای «نگاه ملی» به بسیج از سوی عدهای خاص مورد خدشه قرار گرفت و از حریم ایمان، منطق، انصاف، حکمت، فراجناحی بودن و فرزانگی و حتی حس وطندوستی بیرون رفت. این خدشه عموماً از سوی کسانی وارد شد که دوست داشتند نتیجة انتخابات به سود آنها پایان پذیرد؛ غافل از این که اولاً نتیجة انتخابات به دلبستگیها و علایق ما بستگی ندارد؛ ممکن است این نتیجه با تمایلات ما هماهنگ و ممکن هم هست مخالف با آن باشد؛ و اساساً این، طبیعت و ضرورت هر انتخاباتی در هر مورد و در هر کشور دنیاست که به سود یک طرف و به ضرر طرف دیگر است. ثانیاً خواستة مذکور در صورت همسو نبودن با واقعیت، با عقل، درایت، انصاف و ایمان انسان و کلیات و مشترکات همة احزاب و گروهها در کشور (که به اقتدار، امنیت و سربلندی نظام علاقهمند هستند) در تضاد است؛ ثالثاً خدشه و خواستة مورد نظر آنان، دقیقاً هماهنگ با خواستة دشمنان جمهوری اسلامی ایران یعنی استکبار جهانی و صهیونیسم بینالمللی است؛ و رابعاً ممکن است منافع و امنیت ملی ما را به خطر اندازد؛ که همین گونه نیز شد و حوادث بعد از انتخابات، خواسته یا ناخواسته از سوی رهبران مخالفان نتیجة آن، حقیقتاً تبدیل به «فتنه» شد و امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار داد. ***ویژگیهای «نگاه ملی» به بسیج چیست؟ گفتیم نگاه به هر نهاد باید براساس نقش و جایگاه آن نهاد و اهداف تشکیل آن، صورت بگیرد. بدون تردید نقش و جایگاه بسیج در کشور، ارتباط جدی و مستقیمی با امنیت ملی ما دارد، زیرا بسیج، اساساً یکی از «مؤلفههای امنیت ملی» و از ارکان اصلی حفظ و بقای نظام جمهوری اسلامی ایران است. این حقیقت با توجه به اهداف تاسیس بسیج باید مدنظر قرار گیرد. هدفهای عمدة تشکیل بسیج عبارت است: -1 ایجاد آمادگی دفاعی در مردم و تقویت بازدارنده -2 حفظ گسترش مشارکت مردمی در امنیت و دفاع -3 تقویت وحدت و همبستگی ملی -4 گسترش و تعمیق فرهنگ و تفکر بسیجی -5 حمایت و پشتیبانی از نیروهای پنج گانه سپاه -6 کمک به دفاع غیرنظامی و مقابله با حوادث و بلایای طبیعی و غیرطبیعی -7 آگاه سازی آحاد مردم برای مشارکت و کمک به بخشهای مختلف اجرایی کشور اندکی تامل در این اهداف، هر انسان خردمندی را متقاعد میسازد که جایگاه بسیج با چنین چشماندازی قطعاً باید ارتباط تنگاتنگ و غیرقابل انکاری با امنیت ملی کشور داشته باشد؛ هرچند همة اهداف در بحث نظامی و امنیت خلاصه نمیشود و فراتر از آن است چنان که ابعاد فرهنگی و غیرنظامی مذکور در آنها بر آنچه گفتیم تصریح کرده است. نکتة مهم این است که علاوه بر تصریح نسبت به اهداف غیرنظامی، فرهنگی و اجتماعی، در مورد اهداف در سطح ملی نیز با صراحت بیان شده مانند آنچه در بند سوم آمده است یعنی «تقویت وحدت و همبستگی ملی». بدیهی است وحدت و همبستگی ملی جز در سایة امنیت ملی تحقق نمیپذیرد و بسیج آن گاه میتواند در ایجاد هدف مزبور موفق عمل کند که در به وجود آوردن امنیت ملی با موفقیت و اقتدار انجام وظیفه نماید. بلکه در یک نگاه کلان و ژرف باید گفت هیچ یک از اهداف هفتگانة فوق، و بلکه هیچ هدف متعالی و بزرگی در کشور مطلقاً جز در سایة وجود امنیت ملی و فضای آرام کشور تحققپذیر نیست. اینجاست که نقش بسیار حساس و جایگاه پراهمیت بسیج رخسار خود را نشان میدهد و هر انسان ژرفاندیشی درک میکند که باید قدر بسیج را حقیقتاً دانست؛ به آن احترام گذارد و از آن در هر شرایطی پشتیبانی کرد. چنان که گفتیم اگر کسی حتی به نگاه ناسیونالیستی هم معتقد باشد، باید عواملی که موجب اقتدار، سربلندی، پیشرفت و امنیت ملی ایران عزیز میشود، از جمله بسیج را محترم بشمارد و نسبت به آن تعصب داشته باشد. *** رابطه توقع و قضاوت چنین بینشی، رابطة معقول و منصفانهای میان توقع و انتظار از بسیج و قضاوت دربارة آن، برقرار میسازد. اگر از بسیج این توقع میرود که در هنگامة خطر با جانفشانی و ایثار به صحنه بشتابد، پس قضاوت دربارة آن نیز باید از روی درایت و انصاف باشد. حتی اگر کسی صرفاً به فکر حفظ امنیت خود نیز باشد، باید مدافع بسیج باشد، زیرا این بسیج است که حافظ امنیت ملی و در نتیجه حافظ امنیت افراد است. اکنون شما این بینش را در کنار بینش دیگری بگذارید که انتظار دارد: -1 آزادی کامل برای هر شعار و اظهارنظری وجود داشته باشد -2 آزادی کامل برای انجام هر عملی، حتی خلاف قانون موجود باشد! -3 آزادی کامل برای انجام هرعمل خرابکارانه و هر اغتشاشی وجود داشته باشد! -4 آزادی کامل بری ایجاد هر خطری حتی ضربه به امنیت ملی به آنها بدهند تا هرکس میخواهد حمله کنند؛ به نیروهای انتظامی و به مراکز نظامی هجوم ببرند؛ به نوامیس مردم، کسب و کار و اموال آنان تعدی کنند، و در عین حال کسی نیز آنان را از انجام این کارهای خلاف قانون و خلاف ارزشهای انسانی و اخلاقی منع نکند! و در نهایت، اگر نهادی مثل بسیج که حافظ امنیت ملی کشور است، اقدامی کرد، به آن حمله کنند، افراد آن را بکشند، و آن گاه آن را به هزار و یک اتهام نیز متهم کنند!! در کدام کشور دنیا چنین مردمی وجود دارد؟! در کجا مردم چنین توقع و چنین قضاوتی دارند؟! ***پاسخ به یک سؤال میگویند: در برخی موارد، بسیج خود مرتکب خلاف شده، به بعضی بیگناهان حمله کرده و... پاسخ این است که بر بسیاری از این موارد حالت طبیعی حاکم است، در هنگامه اغتشاش، درگیری، فتنه، تیره و تار شدن فضای فتنه و اختلاط همه گونه افراد با یکدیگر در سطح خیابانهای شلوغ، خصوصاً هنگام حضور افراد نفوذی دشمن که ماموریت درگیریهای عمومی و اغتشاش دارند و از نظر ظاهری از دیگر مردم قابل تشخیص نیستند، احتمال وجود هر اشتباه و خطایی وجود دارد. در زمان جنگ، مواردی پیش میآمد که در اثر اشتباه نیروهای خودی برخی افراد مجروح و یا کشته میشدند؛ در این صورت آیا درست است که کسی مثلاً ارتش را به این خاطر محکوم کند و به آن حمله نماید! انسان فرزانه و فهیم در این موارد، به مسائل همواره نگاه کلان و حکیمانه دارد، نه جزیی و موردی! بسیج در کلانِ مسئله، به درخواست قانونی مبادی ذیربط، با فداکاری و ایثار، به صحنه آمده و ماموریت پیدا کرده تا امنیت ملی کشور را حفظ کند، امنیتی که اگر برقرار شود، حتی بعداً منتقدین و مخالفین در سایة آن خواهند توانست به همین بسیج و نظام و انقلاب بتازند، بد بگویند و لااقل انتقاد کنند! بنابر این، اینان چه قدر باید بیانصاف باشند که به جای حمایت از بسیج، به آن بد بگویند و عملکرد آن را زیر سؤال ببرند! به نظر نگارنده، مسئله برای عقلا آن قدر روشن است که حتی نیاز به همین تذکار و پرسش و پاسخ نیز نبود؛ اما از بس در حوادث بعد از انتخابات نسبت به بسیج ناسپاسی شد که تذکر این مقدار ضروری به نظر میرسید. این، بدان میماند که فرضاً نیمه شبی به خانة کسی حمله کنند و آن گاه هنگام فرار دزد و تعقیب او توسط افراد خانواده، نیروهای انتظامی نیز به کمک آنان بشتابند؛ دزد را دستگیر کرده و آرامش را به محله و منزل این افراد بازگردانند، اما در حین تعقیب و گریز و هنگامة شلوغی، فرضاً دست یا پای یکی از مامورین به بدن یکی از اعضای خانواده خورده باشد. در این حال، این فرد به جای تقدیر و تشکر از نیروهای انتظامی که جان خود را به خطر انداخته و به کمک او و دیگران شتافته، به ضربة دست نیروی انتظامی انتقاد کند؛ داد و فریاد راه اندازد و با بی نزاکتی و بیادبی به او حمله کند و...! این احتمال تنها در یک صورت ممکن است روی دهد؛ این که آن فرد با آن دزدان بیرونی طرح دوستی ریخته باشد، و یا حداقل در یک نگاه خوشبینانه، کار او صرفاً از روی جهل، نفهمی و غفلت محض باشد! روشن است که حرکت بسیج در سطح ملی باید ارزیابی گردد، و مقابلة آنها با کسانی که کارشان به مخدوش شدن امنیت ملی میانجامد، روی دهد! در هر روی، انصاف، روشنبینی، فرزانگی و درایت در هر انسانی حکم میکند که با نگاهی کلان به مسئله بنگرد و نسبت به نیرویی که امنیت ملی کشور را تامین کرده، حالت تشکر، محبت، قدرشناسی و حمایت داشته باشد؛ و از شان و حیثیت و فداکاری آن همواره دفاع کند؛ که این در حقیقت، دفاع از شان انسانی خود و امنیت و آرامش همة انسانهاست. | ||||||
چرا به بسیج اهانت می شود؟
هر گاه دشمنان می خواهند به مردم ایران حمله کنند، ولی خجالت می کشند به بسیج حمله می کنند. اگر مستقیماً به مردم حمله کنند، شعارها و پز مردمسالاری شان خدشه دار می شود. دشمن می داند که شور انقلابی و مذهبی مردم ایران در بسیج متبلور است و بسیجیان فرزندان این ملت بزرگ و اسلامی هستند. به ویژه در ایام سرنوشت ساز، مثل ایام انتخابات، دشمن که می داند باید آماده تودهنی خوردن از امت مسلمان ایران باشد، از فعالیت بسیج (بخوانید از فعالیت همه مردم ایران) خرده می گیرد و اندک دنیاطلبان داخلی که مسیرشان از مردم و آرمان های نظام جمهوری اسلامی جداست، به القائات دشمن دامن می زنند و بسیج را (یعنی مردم ایران را) محکوم می کنند! مگر بسیجیان کیستند؟ به پایگاه های بسیج که وارد شوی، بسیجیان را می ببینی که یکی دکتر است، یکی دانش آموز، یکی طلبه است و دیگری مهندس و یکی دانشجو و دیگری راننده است یا شغل آزاد دارد. همه اینها از وقت و توان خود مایه می گذارند و بدون چشم داشت مادی و ایثارگرانه در خدمت مردم و اوامر ولی امر مسلمین هستند. بسیجی با روحیه فداکاری و ایثار، در تمام میدان های خطر حاضر می شود و آماده است از مال و جان و تمام دارایی های خود بگذرد تا ایران اسلامی سربلند بماند و آرمان های انقلاب و شهیدان و امام خمینی (ره) پاس داشته شود. رهبر معظم انقلاب در این زمینه فرموده اند:
چرا در تبلیغات جهانی و رادیوها به بسیج اهانت می شود؟ بسیج را که در خور تشویق و تعظیم و تحسین است مورد اهانت و بیمهری قرار میدهند؟ چون نقش بسیج را در حفظ استقلال ملی، در حفظ غرور ملی در حفظ افتخارات ملی، در تأمین منافع ملی، و بالاخره از همه در اعتلای پرچم اسلام و نظام جمهوری اسلامی میدانند به جِد با بسیج دشمن اند، امّا دشمنی آنها فایدهای ندارد.
آموزگار ایثار
در جبهه، شهید فهمیده به اتفاق دوست شهیدش "محمدرضا شمس"، در سنگری واحد قرارداشت كه
در هجوم عراقی ها به خرمشهر محاصره شد. محمدرضا شمس دوست و همسنگر حسین زخمی شد و حسین با سختی و مرارت فراوان او را به پشت خط رساند. و به جایگاه قبلی خود بازگشت. او با مشاهده تانكهای عراقی (ظاهراً 5 دستگاه تانك) كه به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و درصدد محاصره و قتل عام آنها بودند تاب نیاوردند و در حالی كه تعدادی نارنجك به كمرش بسته و در دستش گرفته بود، به طرف تانك ها حركت كرد. در این هنگام تیری به پایش اصابت كرد و او از ناحیه پا مجروح شد؛ اما نتوانست در اراده محكم و عزم پولادین او خللی ایجاد كند، از این رو بدون هیچ دغدغه و تردیدی تصمیم خود را عملی ساخت و از لابلای امواج تیر كه ازهر سو به طرف او می آمد، خود را به تانك پیشرو رساند و با استفاده از نارنجك، موفق شد كه تانك را منفجر كند و خود نیز تكه تكه شود. به مجرد انفجار تانك مهاجمان گمان كردند كه حمله ای صورت گرفته است، لذا روحیه خود را باختند و با سرعت هرچه تمامتر تانك ها را رها كردند و پا به فرار گذاشتند. در نتیجه، حلقه محاصره شكسته شد و پس از مدتی نیروهای كمكی هم سر رسیدند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاكسازی كردند.
بسیج؛ دیروز امروز

« بسیج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند».
امام خمینی
پنجم آذر ماه سال روز تشكیل نهاد بسیج به فرمان حضرت امام خمینی (ره) است و همین ایام بهانه ای شد تا بار دیگر نظری بیندازیم به نقش مسؤولیت های سنگین این نهاد كه محدوده آن را همه كسانی تشكیل می دهند كه دل در گرو تحقق اهداف و آرمان های بلند امام راحل(ره) و عملی شدن شعارهای نجات بخش انقلاب اسلامی دارند و در هر زمان با درك شرایط و موقعیت انقلاب و كشور از هیچ گونه خدمت و یاری رسانی به نظام و كشور دریغ نمی ورزند.
به راستی كه بسیج و گرامی داشت مقام و جایگاه آن با برگزاری سمینارها و یا تعارفات معمولی در حالی كه هیچ تلاشی برای به فعلیت رساندن نیروی عظیم نهفته در وجود بسیجیان صورت نگیرد راهی به جایی نخواهد برد.
حیثیت امروز نظام، تا حد زیادی مدیون بسیج و حضور همه جانبه مردم در آن بوده است، حتی تصاحب قدرت جهانی اسلامی با بسیج همه جانبه و فراگیر در جهان میسر خواهد بود به گفته امام راحل، این امر شدنی است و باید به دنبال تحقق یافتن آن بود.
بسیج در بیان مقام معظم رهبری
به نام خدا به یاد خدا و برای خدا
سخن نخست: با استعانت از پروردگار، ادای تکلیف در وبلاگ بسیج را آغاز می کنیم. در این وبلاگ خواهیم کوشید با توجه به آرمان های امام خمینی (ره) و شهدای گلگون کفن و با بهره گیری از رهنمودهای مقام معظم رهبری، قدمی در حد توان و وسع خود در جهت پیشرفت کشور برداریم. تمام نیروهای مومن و حزب اللهی کشور بسیجی اند و بسیجی بودن به معنای پاکبازی و ایثار و فداکاری در راه خداست و از این روست که بسیج اینک در تمام عرصه های علمی، ادبی، هنری، سیاسی، فناوری، اقتصادی، نظامی و ... فعالیت مستمر و موثر دارد. ما نیز خواهیم کوشید در همه زمینه ها مطلب بنویسیم و با دیگر وبلاگ نوبسان ارتباط برقرار کنیم.
راهنماییهای ارزندهی شما یاریگر ما خواهد بود.
آخرین پستها
خلاق شهید حسین فهمبده یکشنبه 8 آذر 1388
آیا حسین فهمیده فهمیده عمل کرد ؟ یکشنبه 8 آذر 1388
فهمیده یکشنبه 8 آذر 1388
فهمیده فرهنگ عملیات شهادتطلبانه را پایهگذاری كرد یکشنبه 8 آذر 1388
فهم فهمیده یکشنبه 8 آذر 1388
حسین فهمیده را فهمیده ایم ؟ یکشنبه 8 آذر 1388
هفته بسیج یکشنبه 1 آذر 1388
بسیج و امنیت ملی یکشنبه 1 آذر 1388
چرا به بسیج اهانت می شود؟ یکشنبه 1 آذر 1388
آموزگار ایثار یکشنبه 1 آذر 1388
بسیج؛ دیروز امروز شنبه 30 آبان 1388
بسیج در بیان مقام معظم رهبری شنبه 30 آبان 1388
لیست آخرین پستها
تبلیغات 
